no-img
مرسی فایل | تخصصی ترین فروشگاه فایل مبانی نظری,پیشینه تحقیق,پرسشنامه,رساله و مطالعات معماری

فصل دوم پایان نامه ارشد دیدگاه های تاب اوری تحصیلی | مرسی فایل | تخصصی ترین فروشگاه فایل


مرسی فایل | تخصصی ترین فروشگاه فایل مبانی نظری,پیشینه تحقیق,پرسشنامه,رساله و مطالعات معماری
اطلاعیه های سایت

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

DOC
فصل دوم پایان نامه ارشد دیدگاه های تاب اوری تحصیلی
doc
۱۳۹۷-۱۱-۱۷
158کیلوبایت
فرمت فایل : ورد
گارانتی بازگشت وجه
54 صفحه
۱۵,۰۰۰ تومان
2 فروش
۱۵,۰۰۰ تومان – خرید

فصل دوم پایان نامه ارشد دیدگاه های تاب اوری تحصیلی


فصل دوم پایان نامه ارشد دیدگاه های تاب اوری تحصیلی(فصل دوم پایان نامه،پیشینه،ادبیات پژوهش ،کارشناسی ارشد ،مفهوم ،مبانی نظری،مبانی نظری وپیشینه تحقیق ) دارای 54 صفحه وبا فرمت ورد وقابل ویرایش می باشد

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: ورد و قابل ویرایش با فرمت .doc

گارانتی بازگشت وجه: دارد ( کیفیت این فایل تضمین شده است درصورت هرگونه مشکل یا نارضایتی احتمالی مبلغ شما بازگردانده می شود)

بخش هایی از محتوای فایل پیشینه ومبانی نظری::

 

فصل دوم
پژوهش‌های پیشین
2-1- تاریخچه مطالعات تاب‌آوری
اگر چه تاب‌آوری سازه نسبتا جدیدی در ادبیات علم روان شناسی می باشد،‌ اما بررسی مفهوم « حداقل پیامدهای منفی در شرایط نامطلوب یا بهبود موفقیت آمیز » از اوایل قرن بیستم مورد توجه محققان بوده است. تمرکز اولیه تحقیقات اولیه در این حوزه به بررسی سبب شناسی آسیب‌های روانی بیماران اسکیزوفرنیایی
– Schizophernia
اختصاص داشت که نسبت به دیگر بیماران مهارت‌های بیشتری در کار،‌ ارتباطات اجتماعی،‌ ازدواج و مسئولیت پذیری از خود نشان می دادند (بلوئلر
– Blueler
،‌ 1950؛ گارمزی،‌ 1970؛ به نقل از ماستن ، 2004).
بررسی پاسخهای سازگارانه کودکان با والد اسکیزوفرنیایی، یا کودکان با آسیب‌های قبل از تولد، و یا عواملی همچون فقر،‌ به منظور بررسی یافتن عواملی که چنین پیامدهای مثبت فراتراز حد انتظار را به همراه دارد، بطور گسترده ای عناوین تحقیقات تجربی را در دهه‌های هفتاد به خود اختصاص داده‌است (گارمزی، 1985؛ گارمزی و راتر
– Streitman
، 1983). (البته چنین مطالعاتی در حوزه تروما و مطالعات آسیب‌های پس از حادثه توسط محققین بالینی همچنان صورت می پذیرد.)
پس از آن به تدریج مطالعات نظام دار از حوزه سبب شناسی اختلالات روانی به سمت مطالعه کودکانی جلب شد که علیرغم انواع مختلف عوامل خطرزا،‌ توان غلبه بر پیامدهای منفی را داشته و در مقایسه با همتایان خود سازگاریهای مثبت روانی بیشتری را نشان دادند. (پاونستد
– Pavenstedt
، 1965؛ به نقل از ماستن، 2004؛ ورنر و اسیمت، 1982).
به عنوان مثال ورنر و اسمیت (1982) در یک مطالعه طولی،‌ 698 کودک را به مدت سه سال در جزیره‌ای در‌هاوایی مورد مطالعه قرار دادند. کودکان در ابتدا به دو گروه در معرض شرایط پرخطر و کم خطر طبقه‌بندی شدند. تجربیات خطرزا را عواملی همچون استرس خانوادگی،‌ فقر،‌ اختلالات روانی والدین،‌ و خانواده بی ثبات را در بر می گرفت. از میان 200 نفر افرادی که به عنوان افراد در معرض شرایط پرخطر مشخص شده بودند،‌ 70 نفر در زمره افراد تاب‌آور با کارکردهایی چون عدم مشکلات رفتاری،‌ یادگیری و رفتارهای ضد اجتماعی تشخیص داده شدند.
اعتماد بر چنین تحقیقات گسترده ای،‌ محققان را بر آن داشت تا با مطالعات نظام داری به دنبال بررسی عوامل حفاظتی‌ای باشند که چنین تمایزاتی را در بین گروههای کمتر سازگار و سازگار و یا تاب‌آور و غیر تاب‌آور باعث می شوند.
تلاشهای اولیه‌ ابتدائا،‌ بر ویژگی‌های فردی کودکان تاب‌آور از قبیل خود استقلالی یا عزت نفس بالا متمرکز بود (ماستن و گارمزی،‌ 1985). همچنان که تحقیقات مسیر رشد خود را طی می کرد این باور شکل می گرفت که عوامل حفاظتی منحصر به عوامل درون فردی نبوده و تاب‌آوری ممکن است متأثر از عوامل بیرون از کودکان باشد. تحقیقات بعدی به تدریج سه سطح از عوامل حفاظتی را شناسایی کردند : 1) عوامل حفاظتی درون فردی 2) عوامل خانوادگی و 3) عوامل در سطح بزرگتر اجتماع (ماستن و گارمزی،‌ 1985؛ ورنر و اسمیت،‌ 1982، 1992).
از این رو دال و لیون (1998) با بررسی دقیق تاریخچه تحقیقات تاب‌آوری، بیان می کنند که تاریخچه تحقیقات تاب‌آوری شاهد دو نسل از تحقیقات با رویکردهای ویژه ای می باشد.
سری اول تحقیقات تاب‌آوری بر مطالعات نظام دار عوامل خطرزا و بررسی انواع رفتارهای ناسازگار متمرکز بوده است (راتر، 1990). هدف این مطالعات بررسی تأثیر حوادث منفی و تعامل والد – فرزند بر سلامت ذهنی بر دیگر ابعاد مختلف شناختی – اجتماعی، و عاطفی بوده است.
موج دوم چنین تحقیقاتی بر مفهوم سازی خطر و بررسی جداگانه هر نوع از عوامل خطرزا و پیامدهای آن متمرکز بوده است. مطالعات موردی،‌ طولی و پدیدار شناختی در این گروه قرار می گیرند. نتایج چنین تحقیقات منجر به چنین ادراک مشترکی شده است که تجربیات منفی مختلف زندگی از قبیل عوامل زیستی،‌ رفتاری و محیطی توان مختلفی در ایجاد پیامدهای گوناگون دارند. (راتر،‌ 1990).
سری سوم چنین تحقیقاتی به بررسی تأثیرات متعدد انواع عوامل خطرزا و تعامل آنها با عوامل حفاظتی پرداخته اند. طیف گسترده ای از تحقیقات تاب‌آوری که به هدف یافتن عوامل حفاظتی درونی و بیرونی در کودکان و نوجوانان تاب‌آور که در معرض خطر و در شرایط نامطلوب قرار دارند‌، در این گروه جای می گیرند (به عنوان مثال ورنر و اسمیت،‌ 1982؛ راتر 1990؛ ماستن،‌ 1994).
مطالعه تاریخچه تحقیقات تاب‌آوری،‌ نسل دومی از تحقیقات را نشان می دهد که در آن انتقال آشکاری در تحقیقات، مبنی بر تأکید بر مقابله موفق و سازگاری مطلوب و رشد مهارت‌ها در برخورد با شرایط چالش زا دیده می‌شود (به عنوان مثال: گا‌رمزی،‌ ماستن و تلگن
– Tellegen
،‌ 1984؛ وولین و وولین،‌ 1992؛ به نقل از دال و لیون، 1998). هدف اصلی چنین رویکردی به تحقیقات بررسی چگونگی حفظ کارکردهای سلامت،‌ در دستیابی به مهارت در برخورد با شرایط ناگوار می باشد. در واقع، این سیر از تحقیقات به هدف بررسی مکانیزم‌ها و فرآیندهای درگیر در سازه تاب‌آوری شکل گرفته است. مطالعات طولی متعدد و مهمی و در نمونه‌های جداگانه ای صورت گرفت است که اهمیت چنین انتقالی را نشان می دهد. به عنوان مثال ورنر و اسمیت (1982، 1992).
قبل از شروع پژوهش‌های مربوط به تاب‌آوری، ذکر چند نکته ضروری است. یکی از مسائل بسیار مهمی که در مطالعات تاب‌آوری باید به آن توجه داشت شناسایی پیامدهای مثبتی است که به عنوان شاخص‌های تاب‌آوری در حوزه تحصیلی و اجتماعی در نظر گرفته می شود. در تحقیقات تاب‌آوری،‌ معیارهای متفاوتی برای توصیف مهارت یا سازگاری خوب مورد استفاده قرار گرفته است که ماستن (2004) آنها را بدین شکل خلاصه نموده اند : موفقیت و پیشرفت تحصیلی به عنوان مثال معدل و نمرات امتحانی،‌ ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر،‌ درگیری و مشارکت در فعالیت‌های آموزشی، الگوهای رفتاری متناسب با فرهنگ (شامل رفتارهای موافق اجتماعی در مقابل رفتارهای ضد اجتماعی)، مهارت‌های اجتماعی،‌ پذیرش و داشتن دوستیهای نزدیک،‌ سلامت روانی و ذهنی نرمال (عدم وجود نشانه‌های درونی یا بیرونی اختلالات رفتاری)،‌ شادی و رضایت از زندگی،‌ عدم وجود نشانه‌های بیماری‌های روانی از قبلی اضطراب استرس و یا اختلالات در تنظیم هیجان.
چنین معیارهای عملیاتی برگرفته از حوزه‌های نظری مختلفی از جمله روان شناسی تحولی و علم آسیب شناسی تحولی می باشد. قضاوت در خصوصیات سازگاری خوب یا مهارت‌ها، اغلب با ارجاع به تکالیف رشدی نرمال با هر سن و فرهنگی که در بستر تاریخی و یا خانوادگی و یا اجتماعی شکل گرفته،‌ صورت می پذیرد (کیربی،‌ فریزر 1997؛ به نقل از لوتار و همکاران،2000؛ ماستن،‌ 1994 ؛ ماستن ،‌ 2004).
از دیگر مسایلی که در پژوهش‌های مربوط به تاب‌آوری مطرح می‌باشد، چگونگی اندازه‌گیری عوامل خطرزا می‌باشد. لوتار و کاشینگ (1999) سه رویکرد را برای اندازه گیری عوامل روانی – اجتماعی خطر در مطالعات مربوط تاب‌آوری مطرح می کنند. رویکرد اول مربوط به اندازه گیری مجموعه عوامل خطرزا در زندگی فرد ‌می‌باشدکه تجربیات او را تحت تأثیر قرار می دهد. (مثلا پرسشنامه‌ی حوادث منفی زندگی
– Negetive Life Events

(NLE)
و یا مصاحبه: گارمزی و همکاران،‌ 1984). رویکرد دوم بر بررسی پیامدهای نوع خاصی از شرایط یا عوامل خطرزا یا حادثه استرس‌زاکه ماهیتی مزمن و یا حاد دارند؛ متمرکز می‌باشند. مثل آسیب شناسی روانی والدین (تبس
– Tebes
، کافمن
– Koufman
،
ادنوپوز
– Adnopoz
و راکوزین
– Racusin
، 2001) و یا طلاق (هترینگتون
– Hetherington
، استنلی -‌هاگال
– Stanley – Hagan
، 1999). رویکرد سوم مربوط به بکارگیری مجموعه عوامل تراکمی از عوال خطرزای فردی – اجتماعی می باشند که در کنار یکدیگر شرایط خطرزا را باعث می شوند. مثل بزرگ بودن اندازه خانواده،‌ درآمد کم،‌ شغل پایین،‌ گروه اقلیت بودن،‌ و سلامت روانی یا فیزیکی پایین پدر و مادر (لوتار و کوشینگ،‌ 1999).
یکی از عوامل خطرزا و شرایط نا‌مطلوبی که تأثیرات عمیقی بر کارکردهای مختلف روانی و یا عملکرد تحصیلی دارد؛ سطح اقتصادی-اجتماعی می‌باشد. در این پژوهش سطح اقتصادی-اجتماعی (میزان درآمد خانواده) به عنوان عامل خطر در نظر گرفته شده‌است.
محیط اقتصادی – اجتماعی که در آن کودکان رشد و پرورش می یابند به نظر می رسد که مهمترین پیش بینی کننده به – زیستی آنها باشد. حجم گسترده ای از تحقیقات نشان داده اند که رشد فیزیکی،‌ شناختی،‌ اجتماعی،‌ و عاطفی فرد، میزان تحصیلات کودکان و پیشرفت تحصیلی آنان متأثر از شرایط اقتصادی – اجتماعی خانواده‌ها ‌می‌باشد(مک ویرتر

Mcwhirter
و همکاران،‌ 1998؛ سکومب
– Seccombe
،2000؛ به نقل از گیزیر، 2004).
‌ تحقیقات چندی نشان داده اند که فقر می تواند تأثیر منفی بر برکیفیت جو خانوادگی، رفتارهای والدین و نحوه پرورش فرزندان داشته باشد. چنین والدینی کمتر درگیر تربیت می شوند،‌ مستبد بوده و از قوانین ناهماهنگ در تقویت و تنبیه – (حتی تنبیه فیزیکی) بهره می گیرند (داج
– Dodge
، پتی
– Petti
و بتز
– Bates



موضوعات :

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 5 =